راهها و شناختهای افزایش عزت نفس

عزت نفس ارزشی است که ما برای خود قائلیم. اگر برای خود به عنوان یک انسان با ویژگی‏ها، توانایی‏ها و محدودیت‏هایی که داریم ارزش قائل شویم، فردی هستیم که عزت نفس بالایی داریم. فردی از عزت نفس زیاد، برخوردار است که به دنیا نگرش مثبت داشته باشد، از استعدادهای خود به خوبی استفاده ‏کند و نه تنها برای خود احترام و ارزش قائل شود بلکه احساس ‏کند دیگران نیز او را دوست دارند. این افراد شایسته محبت هستند و انتظار دارند اطرافیان نیز برای آنها احترام قائل شوند و آنها را دوست داشته باشند. عزت نفس پدیده‏ای اکتسابی است نه ارثی. یعنی با تولد کودک، عزت نفس پا به دنیا نمی‏گذارد بلکه این پدیده طی دوران زندگی او، بخصوص در دوران کودکی و نوجوانی تحت تاثیر محیط بیرونی شکل گرفته و ساخته می‏شود.

عزت نفس تحت تأثیر عوامل بسیاری ساخته می‏شود، از جمله:

1- شیوه فرزندپروری: در سال‏های اولیه زندگی، کودک به شدت تحت تأثیر برداشت دیگران بخصوص والدین خود قرار دارد. اگر احترام کودک را حفظ نمائیم، به حرف‏های او گوش دهیم، برای او وقت بگذاریم، رفتار خوب او را تشویق کنیم و نه اینکه فقط به دنبال تصحیح اشتباهات او باشیم، از تهدیدهای بی‏اساس اجتناب کنیم و بسیاری از موارد دیگر که پدران و مادران به خوبی از آنها آگاهند، به تدریج پایه‏های یک عزت نفس بالا را در او تقویت نموده‏ایم.

2- ظاهر جسمانی: به نظر می‏رسد کودکانی که ظاهری جذاب و خوشایند دارند، بیشتر مورد توجه همگان قرار می‏گیرند تا بچه‏هایی که ظاهر خوشایندی ندارند. اما برای افراد بالغ کیفیت ظاهر، اهمیتی ندارد بلکه برداشت او از ظاهر خود، مهم تلقی می‏شود. بنابراین یکی از عواملی که در بزرگسالی باعث می‏شود فرد عزت نفس بالا یا ضعیفی داشته باشد، خصوصیات و ظاهر فیزیکی او است که تحت تأثیر برداشت‏های اطرافیان قرار می‏گیرد.

3- جنسیت: دیدگاه‏های مختلفی در این خصوص وجود دارد. درگذشته اعتقاد بر این بود که زنان از عزت نفس پایین‏تری نسبت به مردان برخوردارند. اما پژوهش‏های جدید هیچگونه تفاوتی برای عزت نفس میان دو جنس قائل نمی‏شود.

4- رویدادهای جاری: باید بپذیریم که حتی افرادی هم که از عزت نفس بالایی برخوردارند، روزانه به واسطه رویدادها و وقایع پیش‏بینی نشده‏ای مانند پذیرفته نشدن در دانشگاه، اخراج از کار یا رد درخواست کار و یا تحقیر شدن از سوی اطرافیان، در خطر از دست دادن اعتماد به نفس خود هستند. اما این نکته را نیز باید مورد توجه قرار دهیم که این عوامل موقتی و گذرا هستند و نباید اجازه دهیم که این تزلزل، دائمی شود.

• مهمترین خصوصیات افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند به این قرار است:

1- خود را قبول ندارند.

2- اطرافیان را قبول ندارند و نمی‏پذیرند.

3- به دیگران وابسته‏اند چون تحمل ترک شدن از سوی او را ندارند.

4- خود را با دیگران مقایسه می‏کنند.

5- همه چیز را در حد مطلوب و با کیفیت بالا می‏خواهند. و به عبارتی کمال‏گرا هستند.

6- در تصمیم‏گیری‏های هر چند ساده، ناتوان می‏باشند.

7- در برقراری ارتباط با اطرافیان، ناتوان هستند.

8- در برخورد با انتقاد از سوی دیگران، منطقی نیستند و برخورد تدافعی دارند.

• اگر می‏خواهید عزت نفس مطلوبی داشته باشید:

1- خود را به عنوان شخصی منحصربه فرد با توانایی‏های خاص دوست داشته باشید.

2- به ویژگی‏ها و توانایی‏های هر چند کوچک که تنها از عهده شما برمی‏آیند، افتخار کنید.

3- برای غلبه بر ترس‏ها و نگرانی‏های خود از یک موقعیت خاص، با آن موقعیت روبرو شوید.

4- احساسات خود را مخفی نکنید و سعی کنید به شیوه‏ای مناسب آن را بروز دهید.

5- روزانه در هنگام انجام هرگونه فعالیتی، به خود اطمینان داشته باشید.

6- سعی در تغییر دادن افکار و رفتار دیگران نداشته باشید.

7- بر شغل یا موقعیت اجتماعی خود کنترل داشته باشید، نه اینکه موقعیت‏ها بر شما حکمرانی کنند.

8- به عنوان یک انسان با ویژگی‏های منحصر به فرد، به رشته تحصیلی، شغل و مقام خود ارزش بدهید نه اینکه رشته یا شغل به شما ارزش دهد.

9- در برقراری روابط با دیگران پیشقدم شوید.

10- از پیشداوری عجولانه و قضاوت‏های بی‏اساس در مورد دیگران دوری کنید.

11- در موقع صحبت با دیگران، تماس چشمی با مخاطب خود برقرار کنید.

12- به جای تکیه بر نتایج سنجش دیگران، بهتر است به معیارها و ارزش‏های محکم خود در زندگی تکیه کنید.

 

 

 

 

 

نشانه های وارستگی

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم

 

درویش خنده ای کرد و گفت : من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم . با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد . او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند

 بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم

 

صوفی خندید و گفت: دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند

 

در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود _ این را وارستگی میگویند